
تبلیغات

حنا
روزی مادر حنا به حنا گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
مادر بزرگ حنا به حنا گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
پسر شجاع اومد به حنا گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
پدر پسر شجاع اومد گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
پینوكیو اومد گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
شیپورچی اومد گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
رامكال اومد گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
پادشاه شهر اوز اومد گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
رابیون حود گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
تام و جری گفتند حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
سرنپیتی اومد گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
انشلی باموهای ابیش اومد گفت حنا بیا غذاتو بخور حنا گفت من نمی خورم
پرین اومد گفت حنا بیا غذا تو بخور حنا گفت من نمی خورم
بنل با بامزی اومدند گفتند حنا بیا غذا تو بخور حنا گفت من نمی خورم
بابا من با دوست پسرم تو كافی شاپ پیتزا میل كردم
سرکارید!


شوخی با کتاب فارسی
گاو ما ما می كرد
گوسفند بع بع می كرد
سگ واق واق می كرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی
شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود.حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
ادامه مطلب

تاریخچه تقلب
گویند: «تقلب مفهومیاست بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید:
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را
ادامه مطلب

نامه مادر غضنفر به غضنفر

پسر هایی که ترشیده اند
توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
ادامه مطلب

فایده گاو بودن
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
ادامه مطلب

جک استان
4چیز که حوا نتونست به ادم بگه 1-من تو رو ادم می کنم 2- از شوهرای مردم یاد بگیر 3- قبل از تو کلی خواستگار داشتم 4- من میرم خونه مامانم اینا
ادامه مطلب

اخرین پیام ها از ماهواره امید
1)سومین پیام از ماهواره امید : پنچرگیری کجاست ؟؟؟

2)چهرمین پیام ماهواره امید ! یه دونه کارت شارژ ۵۰۰۰ تومانی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم !!

3)ششمین پیام از ماهواره امید : من گم شدم !!

4)هفتمین پیام از ماهواره امید : ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد.

5)هشتمین پیام از ماهواره امید: به ناهیدوزهره تذكراكید داده شده حجاب خودرارعایت نمایندوازخودنمایی درجمع سایرسیارات خودداری نمایند.

6)ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره هاو بوق زدن بیجا و مسافر کشی بازداشت شد !

7)خبر فوری:....بالاخره لحظاتی پیش ماهواره امید موفق شد بین دو ماهواره روسی و آمریکایی پارک دوبله کند !

8)آخرین خبر از ماهواره امید: من عاشق زهره شدم

ضد حالی یعنی
ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!
ادامه مطلب

مزیت مرد بودن
در عروسی میتوانید لباس هایی که چند بار پوشیدید دوباره بپوشید
ادامه مطلب

یک داستان
زن نصف شب از خواب بیدار میشود و میبیند که شوهرش در رختخواب نیست، لباسش را میپوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین میرود،ومیبیند که شوهرش در آشپزخانه نشسته بود در حالی که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...
زن او را دید که اشکهایش را پاک میکرد و قهوه اش را مینوشید...
زن در حالی که داخل آشپزخانه میشد آرام زمزمه کرد : "چی شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"
شوهرش نگاهش را از قهوه اش بر میدارد و میگوید : هیچی فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات میکردیم، یادته؟
زن که حسابی تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد گفت: "آره یادمه..."
شوهرش به سختی گفت:
_ یادته که پدرت ما رو وقتی که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟
_آره یادمه (در حالی که بر روی صندلی کنار شوهرش نشست)...
_یادته وقتی پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت زندان ؟!
_آره اونم یادمه...
مرد آهی میکشد و میگوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم.....

جوک
١-یه روز دو تا تنبل میرن بانک میزنن، اولی میگه بیا پولا رو بشمریم.
دومی میگه: ولش كن فردا رادیو میگه ....
ادامه مطلب

پیر مرد و پیر زن در پارک
روزی دختر پسر جوانی در پارک کنار هم نشسته بودند و در مورد اینده صحبت میکردن که
ادامه مطلب

ایمیلی از برزخ
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه

چت کردن با خدا
چه زیباست با خدای خود چت کنیم
در سایت نماز شب عبادت کنیم
کاش می شد فلا پی دلمان را
با یاد علی و آلش فرمت کنیم